+ * -
امروز 5 خرداد ماه ، 1396
سهراب سپهری | Sohrab Sepehri: تالار گفتمان

تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري :: نمايش موضوعات - درخواست همکاری

درخواست همکاری

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري صفحه اول انجمن -> اشعار

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

mosafer
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
5 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 38
امتياز: 0
تشکر کرده: 21
تشکر شده 19 بار در 13 پست

محل سكونت: زیر آسمون این شهر ...

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 8 تير ماه ، 1390 11:56:16    موضوع مطلب: درخواست همکاری پاسخ همراه با اعلان

سلام دوستان .
برای انجام پروژه ای می خوام تعدادی از اشعار سهراب رو انتخاب کنم ،
دیدم با توجه به اینکه اینجا جمعی است که دوستداران سهراب جمعند ، از شما کمک بخوام .

ممنون می شم اگر اشعار مورد علاقه اتون از سهراب رو برام بنویسید ، نام شعر یا حتی بخشی از یک شعر که براتون دوست داشتنی تره می تونه منو کمک کنه .

منتظر نظرات شما دوستان هستم ...

_________________
من به سیبی خوشنودم

و به بوییدن یك بوته ی بابونه .

من به یك آینه ، یك بستگی پاك قناعت دارم .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
کاربرانی که برای این ارسال از mosafer تشکر کرده اند golnar, watergirl
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
golnar(سه شنبه، 23 مهر ماه ، 1392 10:18:54),  

Aram
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
28 دي ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 36
امتياز: 0
تشکر کرده: 46
تشکر شده 21 بار در 13 پست

محل سكونت: کرج

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 9 تير ماه ، 1390 11:06:09    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

40 قسمت از بهترین قسمت های اشعار سهراب در بخش "شعر تصادفی از سهراب" در صفحه اصلی سایت گذاشته شده.

از اون بخش هم میتونید استفاده کنید...

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي شناسه Yahoo

golnar
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
24 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 24
امتياز: 0
تشکر کرده: 12
تشکر شده 34 بار در 17 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 11 تير ماه ، 1390 09:14:43    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

سلام
ممنون از مطلبتون. قصد جسارت به شما دوست عزیز ندارم . اما دوست دارم نظر شخصی خودم رو هم عرض کنم. من اصولا با طرح چنین سوالاتی یعنی انتخاب در شعر سهراب موافق نیستم.چون معتقدم همه ی اشعارش یکجا در فهم و درک بهتر شعرش به ما کمک می کنه.

اما خودم این دو قطعه از شعر مسافر رو خیلی دوست دارم:
" شراب باید خورد و در جوانی یک سایه راه باید رفت همین"
" حیات ضربه ی آرامی است به تخته سنگ مگار"

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل
کاربرانی که برای این ارسال از golnar تشکر کرده اند mosafer

sabzineh
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
9 دي ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 15
امتياز: 0
تشکر کرده: 4
تشکر شده 10 بار در 6 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 16 تير ماه ، 1390 17:43:39    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

سلام
من عاشق شعر " به باغ همسفران " هستم .
شعر بلند " مسافر " را هم بسیار دوست دارم . مخصوصا آنجا که می گوید : وسیع باش ، و تنها و سربه زیر و سخت.
شعر های " شب تنهایی خوب " "سوره تماشا" "در گلستانه " و بسیاری دیگر از شعرهای سهراب هم عالی هستند.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

mosafer
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
5 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 38
امتياز: 0
تشکر کرده: 21
تشکر شده 19 بار در 13 پست

محل سكونت: زیر آسمون این شهر ...

ارسالارسال شده در: شنبه، 18 تير ماه ، 1390 08:28:09    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

                             
golnar مي نويسد:
سلام
ممنون از مطلبتون. قصد جسارت به شما دوست عزیز ندارم . اما دوست دارم نظر شخصی خودم رو هم عرض کنم. من اصولا با طرح چنین سوالاتی یعنی انتخاب در شعر سهراب موافق نیستم.چون معتقدم همه ی اشعارش یکجا در فهم و درک بهتر شعرش به ما کمک می کنه.

اما خودم این دو قطعه از شعر مسافر رو خیلی دوست دارم:
" شراب باید خورد و در جوانی یک سایه راه باید رفت همین"

" حیات ضربه ی آرامی است به تخته سنگ مگار"


سلام golnar ,
ممنونم که صادقانه نظرت رو گفتی ، در این مورد لازم می دونم بگم این درخواست انتخاب من به معنای مقایسه نیست ،
با توجه به اینکه هر جمله از هر شعر سهراب مفهوم زیبای خودش رو داره و با توجه به امکانات و شرایط پروژه ای که تعریف کردم نمی تونم از کل اشعار استفاده کنم ، دیدم بهتره نظرات خودم رو در کنار نظرات سایر دوستداران سهراب قرار بدم و برای تلاش اول با این مجموعه منتخب شروع کنم .
ممکنه بخشی از شعری باشه که من بی توجه از کنارش گذشته باشم ولی دوست دیگه ای مفهوم زیباش رو دیده باشه و بخواد پیشنهاد بده .

موفق و سلامت باشی .

_________________
من به سیبی خوشنودم

و به بوییدن یك بوته ی بابونه .

من به یك آینه ، یك بستگی پاك قناعت دارم .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

mosafer
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
5 فروردين ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 38
امتياز: 0
تشکر کرده: 21
تشکر شده 19 بار در 13 پست

محل سكونت: زیر آسمون این شهر ...

ارسالارسال شده در: آدینه، 31 تير ماه ، 1390 21:31:53    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

دوستان همچنان منتظر نظرات شما هستم ...

_________________
من به سیبی خوشنودم

و به بوییدن یك بوته ی بابونه .

من به یك آینه ، یك بستگی پاك قناعت دارم .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

Siavash001
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
3 آبان ماه ، 1391
تعداد ارسالها: 6
امتياز: 0
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: طهران

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 3 آبان ماه ، 1391 15:44:38    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

حجم سبز - واحه ای در لحظه


به سراغ من اگر مي آييد،
پشت هيچستانم‌.


پشت هيچستان جايي است‌.
پشت هيچستان رگ هاي هوا، پر قاصدهايي است
كه خبر مي آرند، از گل واشده دورترين بوته خاك‌.
روي شن ها هم‌، نقش هاي سم اسبان سواران ظريفي است
كه صبح
به سر تپه معراج شقايق رفتند.
پشت هيچستان‌، چتر خواهش باز است‌:
تا نسيم عطشي در بن برگي بدود،
زنگ باران به صدا مي آيد.
آدم اين جا تنهاست
و در اين تنهايي‌، سايه ناروني تا ابديت جاري است‌.

به سراغ من اگر مي آييد،
نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترك بردارد
چيني نازك تنهايي من‌. چيني نازك تنهايي من‌.

_________________
هیچ شده ام، به هیچ نزدیکتر، هرچه باتو به هم تر میشوم، تنهاتر. به قلم سیاوش باران.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

Siavash001
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
3 آبان ماه ، 1391
تعداد ارسالها: 6
امتياز: 0
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: طهران

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 3 آبان ماه ، 1391 15:45:46    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

حجم سبز - سوره تماشا


به تماشا سوگند
و به آغاز كلام


و به پرواز كبوتر از ذهن
واژه اي در قفس است‌.

حرف هايم ، مثل يك تكه چمن روشن بود.
من به آنان گفتم‌:
آفتابي لب درگاه شماست
كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد.

_________________
هیچ شده ام، به هیچ نزدیکتر، هرچه باتو به هم تر میشوم، تنهاتر. به قلم سیاوش باران.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

Siavash001
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
3 آبان ماه ، 1391
تعداد ارسالها: 6
امتياز: 0
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: طهران

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 3 آبان ماه ، 1391 15:48:34    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

حجم سبز - پشت دریاها


قايقي خواهم ساخت‌،
خواهم انداخت به آب‌.


دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه در آن هيچ كسي نيست كه در بيشه عشق
قهرمانان را بيدار كند.

قايق از تور تهي
و دل از آرزوي مرواريد،
هم چنان خواهم راند.
نه به آبي ها دل خواهم بست
نه به دريا-پرياني كه سر از خاك به در مي آرند
و در آن تابش تنهايي ماهي گيران
مي فشانند فسون از سر گيسوهاشان‌.

هم چنان خواهم راند.
هم چنان خواهم خواند: «دور بايد شد، دور.
مرد آن شهر اساطير نداشت‌.
زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود.



هيچ آيينه تالاري‌، سرخوشي ها را تكرار نكرد.
چاله آبي حتي‌، مشعلي را ننمود.
دور بايد شد، دور.
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره هاست.»

هم چنان خواهم خواند.
هم چنان خواهم راند.

پشت درياها شهري است
كه در آن پنجره ها رو به تجلي باز است‌.
بام ها جاي كبوترهايي است كه به فواره هوش بشري
مي نگرند.
دست هر كودك ده ساله شهر، خانه معرفتي است‌.
مردم شهر به يك چينه چنان مي نگرند
كه به يك شعله‌، به يك خواب لطيف‌.
خاك‌، موسيقي احساس تو را مي شنود


و صداي پر مرغان اساطير مي آيد در باد.
پشت درياها شهري است

كه در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحرخيزان
است‌.
شاعران وارث آب و خرد و روشني اند.

پشت درياها شهري است‌!
قايقي بايد ساخت‌. قايقي بايد ساخت

_________________
هیچ شده ام، به هیچ نزدیکتر، هرچه باتو به هم تر میشوم، تنهاتر. به قلم سیاوش باران.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از Siavash001 تشکر کرده اند watergirl

Siavash001
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
3 آبان ماه ، 1391
تعداد ارسالها: 6
امتياز: 0
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: طهران

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 3 آبان ماه ، 1391 15:50:08    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

آوار آفتاب - شاسوسا


كنار مشتي خاك
در دور دست خودم ، تنها ، نشسته ام‌.
برگ ها روي احساسم مي لغزند

_________________
هیچ شده ام، به هیچ نزدیکتر، هرچه باتو به هم تر میشوم، تنهاتر. به قلم سیاوش باران.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

Siavash001
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
3 آبان ماه ، 1391
تعداد ارسالها: 6
امتياز: 0
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سكونت: طهران

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 3 آبان ماه ، 1391 15:50:56    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

حجم سبز - از روی پلک شب


شب سرشاري بود.
رود از پاي صنوبرها، تا فراترها رفت‌.


دره مهتاب اندود، و چنان روشن كوه‌، كه خدا پيدا بود.

در بلندي ها، ما
دورها گم‌، سطح ها شسته‌، و نگاه از همه شب نازك تر.
دست هايت‌، ساقه سبز پيامي را مي داد به من
و سفالينه انس‌، با نفس هايت آهسته ترك مي خورد
و تپش هامان مي ريخت به سنگ‌.
از شرابي ديرين‌، شن تابستان در رگ ها
و لعاب مهتاب‌، روي رفتارت‌.
تو شگرف‌، تو رها، و برازنده خاك‌.

فرصت سبز حيات‌، به هواي خنك كوهستان مي پيوست‌.
سايه ها برمي گشت‌.
و هنوز، در سر راه نسيم‌.
پونه هايي كه تكان مي خورد.
جذبه هايي كه به هم مي خورد.

_________________
هیچ شده ام، به هیچ نزدیکتر، هرچه باتو به هم تر میشوم، تنهاتر. به قلم سیاوش باران.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

samiraamoradi
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
22 تير ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 3
امتياز: 0
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 25 تير ماه ، 1392 10:21:11    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

کنار مشتی خاک
در دور دست خودم تنها نشسته ام.
نوسان ها خاک شد
و خاک ها از میان انگشتانم لغزید و فرو ریخت
شبیه هیچ شده ای!
چهره ات را به سردی خاک بسپار
اوج خودم را گم کرده ام
یا
کسی روی خاکستر بالهایم راه میرود
دستی روی پیشانیم کشیده شد من سایه شدم
شاسوسا تو هستی؟
دیر کردی
ازلالایی کودکی این افتاب انتظار ترا داشتم
در شب سبز شبکه ها صدایت زدم در سحر رودخانه ها در افتاب مرمرها

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

hadiarbabi
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
19 تير ماه ، 1392
تعداد ارسالها: 1
امتياز: 0
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 20 مهر ماه ، 1392 23:02:48    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

درود بر شما مدیر سایت و اعضای محترم و همه دوستداران سهراب
خوشحالم که در نزدیکی سهراب(شهر سبز نیاسر) زندگی میکنم و روز تولدم فقط 7 روز با ایشون فاصله داره Smile)))) (22مهرم)
در ابتدا گلایه ای دارم که چرا به مناسبت سالگرد تولد سهراب مطلب درخوری در سایت نبود یا شاید من ندیدم!
من همه شعراشو دوس دارم ♥

به سراغ من اگر می‌آیید،
پشت هیچستانم.
پشت هیچستان جایی است.
پشت هیچستان رگ‌های هوا، پر قاصدهایی است
که خبر می‌آرند، از گل واشده دورترین بوته خاک.
روی شن‌ها هم، نقش‌های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح
به سر تپه معراج شقایق رفتند.
پشت هیچستان، چتر خواهش باز است:
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می‌آید.
آدم این‌جا تنهاست
و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است.
به سراغ من اگر می‌آیید،
نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من.

پیشنهادی هم دارم: چرا از کارشناسان و صاحب نطران ادبی دعوت نمیکنید بیان و در مورد اشعار سهراب صحبت کنند؟! تفسیر کنند؟! چرا مصاحبه نمیکنید؟! تو دهکده مجازی دیگه بُعد مسافت برای کسی معنا نداره و خداروشکر همه هستند
پیروز باشید

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   تالار گفتگوی سايت دوستداران سهراب سپهري صفحه اول انجمن -> اشعار

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group