+ * -
امروز 8 فروردين ماه ، 1396

آمار سايت



شعر تصادفي از سهراب



ليست كامل اشعار

(تکمیلی) Powered by Aram
پاداش
هشتمين شعر از دفتر «زندگي خواب ها» :



گياه تلخ افسوني !
شوكران بنفش خورشيد را


در جام سپيد بيابان ها لحظه لحظه نوشيدم
و در آيينه نفس كشنده سراب
تصوير ترا در هر گام زنده تر يافتم‌.
در چشمانم چه تابش ها كه نريخت‌!
و در رگ هايم چه عطش ها كه نشكفت‌!
آمدم تا ترا بويم‌،
و تو زهر دوزخي ات را با نفسم آميختي
به پاس اين همه راهي كه آمدم‌.

غبار نيلي شب ها را هم مي گرفت
و غريو ريگ روان خوابم مي ربود.
چه روياها كه پاره شد!
و چه نزديك ها كه دور نرفت‌!
و من بر رشته صدايي ره سپردم
كه پايانش در تو بود.
آمدم تا ترا بويم‌،
و تو زهر دوزخي ات را با نفسم آميختي


به پاس اين همه راهي كه آمدم‌.

ديار من آن سوي بيابان هاست‌.
يادگارش در آغاز سفر همراهم بود.
هنگامي كه چشمش بر نخستين پرده بنفش نيمروز افتاد
از وحشت غبار شد
و من تنها شدم‌.
چشمك افق ها چه فريب ها كه به نگاهم نياويخت‌!
و انگشت شهاب ها چه بيراهه ها كه نشانم نداد!
آمدم تا ترا بويم‌،
و تو: گياه تلخ افسوني !
به پاس اين همه راهي كه آمدم
زهر دوزخي ات را با نفسم آميختي‌،
به پاس اين همه راهي كه آمدم‌.



بازديد : 8291 بار

کلمات کليدي : سهراب سپهري زندگي خواب ها پاداش